تبلیغات
ღ♥ღSólo el amor de mi vidaღ♥ღ - مطالب ستیا























ღ♥ღSólo el amor de mi vidaღ♥ღ

منو درگیر احساسی شبیه مهربونی کن.

سلام

این ادرسه وب جدیدمه

http://asheghanehayam-a.blogfa.com/

 


نوشته شده در چهارشنبه 6 فروردین 1393 ساعت 08:06 ب.ظ توسط ستیا نظرات |

چشمانم را میبندم
 
ذهنم جز تو تصویری ندارد
 
در خیالم تو را تصور میكنم
 
كه عاشقانه به سمت می ایی
 
كه در اغوشم میكشی
 
كه سرم را به سینه مردانه ات میچسبانی
 
خیال میكنم كه با دستان مردانه ات اشك هایم را پاك میكنی
 
كه ارام
 
جوری كه تنها من بشنوم 
 
میگویی
 
دوستت دارم
 
خیال میكنم نفس هایت را حس میكنم كه هر احظه نزدیك تر میشوند

چه خیال خوش خیالی دارم من!
 
دوستت دارم؟ان هم از زبان تو؟نه !هرگز!تصورش هم احمقانه است!

نوشته شده در دوشنبه 4 فروردین 1393 ساعت 12:02 ب.ظ توسط ستیا نظرات |

میخواهم برایت بنویسم
در روز میلادت
اما کلمات هم کم می اورند در برابر احساس من در این روز
خواستم از تو بنویسم
از خاطرات شیرین روزهای با هم بودن و تصور خنده هایت
از حس خوب شنیدن اوای گرم صدایت
خواستم امروز را شاد باشم 
از دلتنگی ننویسم
نمینویسم
فقط میگویم دوستت دارم
مرد رویاهای من
از امروز که وارد سی و سومین سال زندگیت شده ای
باید هر روز منتظر تارهای سفید جدیدی در لا به لای موهایت باشم
هر روز منتظر یک اتفاق تازه
روزشماری کرده ام از ۱۱ فروردین تا به امروز که شاید باز هم ببینمت اما ۵ ماه گذشت و تو نیستی
مهم نیست که پیش من نیستی
مهمه اینه که کنار عشقت ارومی
بی صبرانه منتظر لمس دوباره ارامش قلب و گرمای صدایتم
برگرد
بر گرد
برگرد

نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور 1392 ساعت 06:12 ب.ظ توسط ستیا نظرات |

مرد که تو باشی
غرورم را زیر پا میگذارم و میگویم
دوستت دارم
مرد که تو باشی
جان دادن در کنارت هم زیباست
اقرار به عشق که کاری ندارد
مرد که تو باشی
زنانگی میکنم برای به دست اوردنت
زلیخا میشوم 
لیلی میشوم
تو تنها 
یوسف باش..پاک دامن و سر به زیر
مجنون باش..عاشق و دیوانه
من تمام زنانگیم را به پایت میریزم



Me encanta la forma en que estaba hablando a alguien que va a gritar Te amo

به زبان کسی که تو را از من گرفت عاشقانه فریاد خواهم زد دوستت دارم

نوشته شده در چهارشنبه 30 مرداد 1392 ساعت 10:47 ق.ظ توسط ستیا نظرات |



کدوم خواستن؟ کدوم جنوون؟ کدوم عشق؟ شاید خیلی ازین حرفا دروغه... !

تاوقتی باهمیم ازعشق میگیم     نباشیم قولمون حتی دروغه... !

از این عشقایی که زنجیــرمیشه    هوس هایی که دامن گیرمیشه...!

میترسم چون دلم بی اعتماده   به احساسی که بی تاثیر میـــــشه....

نه اینکه عاشقی حال خوشی نیـــست!     نه اینکه زندگی بی عشق میشه...

فقط کاش بین ایـــن حسســـای مبهم،    بفهمم آخرش، چــــــی عشق میشه..!

.

.

.

.

مثه حرفی که نگاهی، نمیگفته و میگفته     اتفاقیه که گاهی نمیفته ومیفته...

         حس یخ زدن توو آتیش            حالِ سوختنِ توو سرما

            توو بیداری یه خیالِ             یه حقیقته توو رویا

توو فکرش نیستیم و پیداش میشه        ولی وقتی که باید باشه میره...

به حال و روز ما کاری نداره                  همیشه یا براش زوده یا دیره....        


نه اینکه عاشقی حال خوشی نیـــست!     نه اینکه زندگی بی عشق میشــه...

فقط کاش بین ایـــن حسســـای مبهم،      بفهمم آخرش،چــــــی عشق میشه!
نوشته شده در یکشنبه 10 دی 1391 ساعت 06:31 ب.ظ توسط ستیا نظرات |


نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

 ولی کاش بودی تا اشکهایم

از شوق دیدارت سرازیر میشد ... 
کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم

همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ... 

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت

می گذاشتم و دردهایم را به گوش تو میرساندم... 

 بدون تو عاشقی برایم عذاب است


.............

خیلی ها نفرین میکنن ... تلافی میکنن... اما نه ... نفرین من ... الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره ... تلافی من .... میرم تا به اون برسی ... سره راهت نباشم ... راستی ... قد من دوست داره ...؟ 


نوشته شده در سه شنبه 21 آذر 1391 ساعت 03:19 ب.ظ توسط ستیا نظرات |

سلااااااااامممممممممممم
من شاید برگردم

نوشته شده در دوشنبه 20 آذر 1391 ساعت 06:36 ب.ظ توسط ستیا نظرات |

میایی.....در وا میشود..
 
میروی...بسته..
 
میبینی حتی در هم وابسته میشم......
 
در جان ندارد.......احساس ندارد......
 
ولی من..چه؟
 
من هم ندارم؟
 
من احساس ندارم؟؟؟؟؟؟؟
 
وقتی رفتی...در را محکم بستی.....و من تنها توانستم بگویم...به...
 
صبر نکردی تا ببینی چه میگویم..
 
 
محکم بستی.....
 
و نفهمیدی....چه گونه غرورم را..وجودم را....هستی ام را شکستی......
 
تک تک ذره های این خانه از من با لیاقت تر بودن...
 
ارزششان بیشتر از اشکهای پر تمنا و بغض غمناکم....
 
نشستی روی ان صندلی کنار اتاق.....
 
لیوان را در دست گرفتی..
 
در را بستی....
 
دستانت دیوار ها را لمس کرد.......
 
ان ها از تو یادگاری دارند...
 
اما من ...فقط در انتظار باز شدن دوباره این در چوبی هستم.....
 
که تو بیایی....
 
دوباره پر شود هوا از عطر نفسهایت...
 
و باز هم ان گل روی میز را پر پر کنی.....
.
..
 
چه بی احساس چشمانت را بستی بر روی کسی که همه وجودش تو بودی
 
 
و شکستی...
 
و رفتی.....
 
.....
 
چه اشنا بود..اغوشش اغوش کسی که در تمام نبودن هایت..عاشقانه در اغوشم کشید
 
دستانش مانند دستهای تو نبود....بی مجبت.....
 
نگاهش تلخ نبود..........
 
عاشقانه صدایم کرد......
 
و من مانند کودکان....در اغوشش ارام گرفتم....
 
و از ان جا تو را دیدم..
 
تو را دیدم که دستان کس دیگری را گرفته ای......
 
..............
 
برو دستاشو بگیر....
 
من حلالت کردم..........
 
برو عشقم به سلامت..........
 
.......................................................................................................................
 
دلم واسه همتون تنگ شده ... واسه ساحل- معصومه- نیلو، فاطمه، سوگل- سارا، مهسا،نرگس ، صدف ،اراد،نیلا
 
دلم برا همه تنگ شده اگه کسی از قلم افتاده ببخشید
 
 

نوشته شده در سه شنبه 18 مهر 1391 ساعت 08:39 ب.ظ توسط ستیا نظرات |

کنار بغض و دلسردی، تو بی اندازه همدردی


تو روزهایی که میمردم ، تو با من زندگی کردی


تو از حرفام رنجیدی ، ولی حالم رو فهمیدی


تو اوج هق هقم بودم ، به من لبخند بخشیدی


یه عمر فکر دریامو، تو این مرداب سرگردون


بهت رویامو میسپارم ، بهم دریا رو برگردون


تو برگشتی و لبخندت ، از این قصه نجاتم داد


دعا کردم که برگردی ، چقدر زود ، اتفاق افتاد


یه عمر فکر دریامو، تو این مرداب سرگردون


بهت رویامو میسپارم ، بهم دریا رو برگردون


تقدیم به همه دوستام که کنارم بودن... اسم نمیبرم ... ولی باید چند نفر رو اسم ببرم
 
الهه عزیزززززززززززم ... نیلا ونیلو مهربونم ... اراد عزیزم...

اینا با بقیه فرق دارن... تو روزایی که حالم بد بود کنارم بودن ... و به حرفام گوش کردن
 
شاید از حرفام خسته شده بودن ولی گوش کردن

کمکم کردن ... شاید از حرفام خسته شده بودن ولی گوش کردن ... کمکم کردن ...

 همینا باعث شدن نگامو به زندگی عوض کنم
 
ممنون بخاطره همه کسایی که بودن وهستن و خواهن بود:-*
 kiss:-* kiss:-* kiss
 

نوشته شده در دوشنبه 3 مهر 1391 ساعت 08:09 ب.ظ توسط ستیا نظرات |

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

نوشته شده در شنبه 1 مهر 1391 ساعت 06:25 ب.ظ توسط ستیا نظرات |

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

نوشته شده در پنجشنبه 30 شهریور 1391 ساعت 11:23 ق.ظ توسط ستیا نظرات |

من دیگه خسته شدم بس که چشام بارونیه

پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه

من دیگه بسه برام تحمل این غم

بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم

وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی

واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی

نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم

نمی خوام گناه بی عشقی بیفته گردنم

نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم

واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم

وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط

بد و خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط

قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین

آره دنیا ما نخواستیم دل و با خودت نبین

نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم

واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم

وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم


این همه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد

اون بلیط شانس دائم بگو قسمت کی شد

همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست

این همه طلسم و ورد جای خوش دعا کجاست

نمی خوام در به در پیچ و خم این جاده شم

واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم

وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم..........



نوشته شده در چهارشنبه 29 شهریور 1391 ساعت 04:41 ب.ظ توسط ستیا نظرات |

خیلی وقته دلم می خواد بگم دوست دارم
بگم دوست دارم
از تو چشمای من بخون که من تورو دارم
فقط تو رو دارم
بی تو کم میارم
نیبنم غم و اشک تو چشمات
نبینم داره می لرزه دستات
نبینم ترسو توی نفسهات
ببین دوست دارم
منم مثله تو با خودم تنهام
منم خستم از تموم دنیام
منم سخت می گذره همه شبهام
ببین دوست دارم
دوست دارم وقتی که چشماتو می بندی
با من به دردای این دنیا می خندی
آروم می شم بگی از غمات دل کندی
بیا به هم بگیم دوست دارم
دوست دارم من اون چشمای قشنگتو
دارم واست می خونم این آهنگتو
هر چی می خوای بگو از دل تنگتو
بیا به هم بگیم دوست دارم...
آره دوست دارم...

نوشته شده در یکشنبه 26 شهریور 1391 ساعت 10:43 ق.ظ توسط ستیا بگو دوست دارم |

خیلی مواظب باش!!!

اگه باشنیدن صداش دلت لرزید…

اگه از بدی هاش فرار نکردی و موندی…

دیگه تمومه…!!!

اون شده همه ی دنیـــــــــــــــــــات



راس میگه..هنوز وقتی صداتو میشنوم دلم میلرزه...........
هنوز دوست دارم................
امروز یکی بهم گفت عشقم مقدسه....
خوشحالم که تا حالا کاری نکردم که مردم فکر کنن هوس بازم...نه عاشق
عاشقتم......

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net كلیك كنید

اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمی کنی
حالا که عاشقت شدم تو اعتنا نمی کنی
دلتنگتر میشم ولی نشنیده می گیری منو
هنوز همه حال تو رو از من فقط می پرسنو...

با این که با من نیستی دیوونه میشم از غمت
اصلا نمی خوام بشنوم که اشتباه گرفتمت
داشتن تو کوتاه بود اما همونم کم نبود
گذشته بودم از همه هیچ کس به غیر تو نبود...

حقیقیتو می دونی و ازم دفاع نمی کنی
کنار تو می میرم و تو اعتنا نمی کنی
مردم تو رو از چشم من امشب تماشا می کنن
فردا غریبه ها منو پیش تو پیدا می کنن...

کاش اتفاقی رد بشی از کوچه های دلخوری
به روم نیارم که چقد می خوام که از پیشم نری
هر بار با شنیدن صدای تو آروم شدم
حتی واسه ی رفتنت پیش همه محکوم شدم...

اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمی کنی
حالا که عاشقت شدم تو اعتنا نمی کنی
دلتنگتر میشم ولی نشنیده می گیری منو
هنوز همه حال تو رو از من فقط می پرسنو...


نوشته شده در شنبه 25 شهریور 1391 ساعت 06:12 ب.ظ توسط ستیا نظرات |

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

نوشته شده در شنبه 25 شهریور 1391 ساعت 11:25 ق.ظ توسط ستیا نظرات |

قالب برای بلاگ